السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
130
تفسير الميزان ( فارسي )
معمولا آدمى از ياد يك نعمت به ياد نعمتهاى ديگر نيز منتقل مىشود . * ( « وَتَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنَّا لَه مُقْرِنِينَ » ) * - كلمه « مقرنين » به معناى « مطيقين » است چون مصدر « اقران » به معناى اطاقه است . و ظاهر ذكر نعمت در موقع به كار بستن و انتفاع از آن اين است كه شكر منعم را بجا آورد . و لازمه آن اين است كه ذكر نعمت غير از گفتن * ( « سُبْحانَ الَّذِي . . . » ) * بوده باشد ، چون اين كلمه تسبيح و تنزيه خدا است از هر چيزى كه لايق ساحت كبريايى او نباشد ، از قبيل شريك داشتن در ربوبيت و الوهيت . و معلوم است كه ذكر نعمت و شكر منعم - همانطور كه گفتيم - غير از تنزيه است . مؤيد اين معنا رواياتى است كه از رسول خدا ( ص ) و ائمه اهل بيت ( ع ) رسيده كه : در هنگام سوار شدن بر مركب بگوييد : « الحمد للَّه الذى سخر لنا هذا و ما كنا له مقرنين » با اينكه در آيه آمده : * ( « سُبْحانَ الَّذِي . . . » ) * و در كشاف از حسن بن على ( ع ) روايت كرده كه مردى را ديد بر حيوان خود سوار مىشود ، و مىگويد : « سبحان الذى سخر لنا هذا » . حضرت پرسيد آيا مامور شدهايد اينچنين بگوييد ؟ عرضه داشت : پس مامور شدهايم چه بگوييم ؟ فرمود : اينكه به ياد نعمت پروردگار خود بيفتيد « 1 » . * ( « وَإِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ » ) * - اين جمله شهادت به حقانيت معاد است ، مىگويند ما گواهى مىدهيم كه به سوى پروردگار خود برمىگرديم .
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 239 .